امروزه مهمترین بحثی که میان فعالین سیاسی و شهروندان عادی علاقه من به سیاست در گرفته است مساله سکولاریزم و حکومت جدای از دین است عده ای طرفدار پرو پا قرص آن هستند و دیگرانی که با آن مخالفت میکنند و هر کدام دلایل مخصوی به خود را دارند البته هر دو گروه در یک هدف و نظر مشترکند و آن رسیدن به آزادی و دموکراسی است .
طرفداران سر سخت سکولاریزم و جدایی دین از حکومت ( البته سکولاریزم تنها به این معنا نیست اما از آنجا که عمدتا در جامعه ما به این معنا استنباط میشود من نیز منظورم از سکولاریزم در این مطلب همین است ) استدلال می آورند که دموکراسی بدون عدم دخالت دین و مدهب در حکومت ممکن نیست و دلیل آن نیز روشن است زیرا اولا قوانین دینی یکسری قوانین ثابت و لا یتغیر هستند که از پیش تعیین شده و بنا بر این نقش مردم در وضع قوانین را کمرنگ و گاهی کاملا بی اثر میکند ثانیا در دین به ویژه در اسلام شهروندان بر اساس نوع مذهب و دین خود درجه بندی شده اند و این خود ناقض اصول دموکراسی است بنا بر این برای بر قراری حکومت مردم سالار و دموکرات هیچ راهی جز جدا کردن دین از حکومت در پیش روی نیست .
طرفداران سر سخت سکولاریزم و جدایی دین از حکومت ( البته سکولاریزم تنها به این معنا نیست اما از آنجا که عمدتا در جامعه ما به این معنا استنباط میشود من نیز منظورم از سکولاریزم در این مطلب همین است ) استدلال می آورند که دموکراسی بدون عدم دخالت دین و مدهب در حکومت ممکن نیست و دلیل آن نیز روشن است زیرا اولا قوانین دینی یکسری قوانین ثابت و لا یتغیر هستند که از پیش تعیین شده و بنا بر این نقش مردم در وضع قوانین را کمرنگ و گاهی کاملا بی اثر میکند ثانیا در دین به ویژه در اسلام شهروندان بر اساس نوع مذهب و دین خود درجه بندی شده اند و این خود ناقض اصول دموکراسی است بنا بر این برای بر قراری حکومت مردم سالار و دموکرات هیچ راهی جز جدا کردن دین از حکومت در پیش روی نیست .
