web 2.0

۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه

برای حفظ جان خودتان در مراسم هاله شرکت کنید

حکومت دیگر رسما اعلام کرده که ارازل و اوباش را به استخدام بسیج در آورده و از آنها گروه های ویژه سرکوب ولایی درست میکند تا مردم را به بدترین وجهی بکشند و سرکوب کنند مطمئنا قاتل هاله سحابی نیز یکی از همنینها است.
اگر امروز ما در خانه بنشینیم فردا خود یکی از قربانیان لین حامیان ولایت خواهیم بود پس بر ما است که هزینه آدمکشیهای حکومت را تا آنجا که میتوانیم بالا ببریم تا گمان نکند که هرکه را خواست راحت میکشد و آب هم از آب تکان نمیخورد. بیایید برای حفظ جان خودمان هم که شده در مراسم حاله شرکت کنیم.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed::Azadegi.com

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

حمله به سا یتهای اینترنتی سبز تشدید شده است

اکنون چهار شنبه شب به نظر میرسد که با اتشار خبر شهادت هاله سحابی بار دیگر سپاه سایبری جمهوری اسلامی دست به سلسله حملات جدیدی بر علیه سایتهای اینترنتی وابسته به مخالفان دولت زده است تا این لحضه سات کلمه و میزان خبر و سبز لینک به کلی از دسترس خارج شده و سایت جرس نیز با اختلال روبرو است
احتمالا دارد تا از ساعاتی دیگر کل اینترنت کشور بار دیگر دچار اختلال شود.
در ضمن یاد آور میشود که برخی از فعالین سیاسی و نیروهای ملی مذهبی فردا پنجشنبه 12 خرداد مراسم سوگواری برگزار میکنند که متن بیانیه ایشان به این شرح است:

انالله و انا الیه راجعون
مهندس عزت الله سحابی، شخصیت ملی و آزادیخواه و تلاشگر راه آزادی به لقای دوست رسید و ملتی را سوگوار ساخت. ما در پاسداشت این بزرگمرد تاریخ معاصر ایران، روز پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ از ساعت ۱۴ تا ۱۵/۳۰ در مسجد حجت بن الحسن واقع در خیابان سهروردی شمالی به سوگ مینشینیم.
احمد صدر حاج سید جوادی- ابراهیم یزدی -محمد توسلی- هاشم صباغیان- حبیب الله پیمان -نظام الدین قهاری- اعظم طالقانی- محمد بسته نگار -رضا رییسیطوسی- خسرو سیف- ادیب برومند-داوود هرمیداس باوند- حسین شاه حسینی-علی اکبر معین فر- مصطفی کتیرایی- یوسف طاهری -محمد ملکی- لطف الله میثمی- پوران شریعت رضوی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed::Azadegi.com

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

22 خرداد یک آزمایش است

بالاخره شورای هماهنگی راه سبز امید برای 22 خرداد بیانیه ای صادر کرد که در اینجا میتوانید ببینید.
اما نکته قابل توجه این بیانیه تفاوت آن با سایر بیانیه ها و برنامه های جنبش سبز است نخست آنکه پس از دستگیری سران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی این برای نخستین بار است که شورای هماهنگی راه سبز امید رسما دعوت به راهپیمایی میکند و این بسیار مهم است که جنبش نشان دهد دستگیری و زندانی کردن سران جنبش نمیتواند خللی در عزم جزم ما ایجاد کند پس شاید بتوان گفت که برنامه 22 خرداد یکی از مهمترین روزهای جنبش سبز باشد.
دومین تفاوت در این بیانیه با سایر برنامه های جنبش سبز این است که برای نخستین بار به نظر میرسد یک برنامه کارشناسی شده و حساب شده با توجه به اوضاع فعلی سیاسی و اجتماعی ایران داده شدهو به جای یک راهپیمایی ساده در واقع به نوعی جنبیه آزمایش مبارزه مدنی هم هست 
طرح راهپیمایی در پیاده رو ها آن هم به صورت کاملا مشخص  یعنی (به بالا از سمت شرق، به پایین از سمت غرب) چندین ماه پیش توسط عده ای از فعالین داده شد که متاسفانه مورد توجه قرار نگرفت اکنون وقت آن رسیده تا به جای اینکه فقط به خیابان بیاییم و شعار بدهیم و چند کشته روی دستمان بماند به راه های دیگر اعتراض نیز روی آوریم که مهمترین آنها در بسیاری از جنبشهای آرادیبخش غیر خشونت آمیز همین راهپیمایی های سکوت و محدود بوده است .
راهپیمایی 22 خردا نتنها یک راهپیمایی بلکه یک برنامه دقیق برای آزمودن میزان هماهنگی و همدلی ما است که اگر بتوانیم دقیق آن را اجرا کنیم یعنی درست در ساعت مقرر به خیابانهای ذکر شده بیاییم و سر ساعت مقرر هم متفرق شویم و دقیقا طبق برنامه از پیاده رو ها استفاده کنیم آنوقت میتوان به اجرای دیگر برنامه های مبارزه مدنی نیز امیدوار بود. و همانطور که شورای هماهنگی راه سبز امید در پایان بیانیه خود گفته است:"شورای هماهنگی راه سبز امید برنامه های دیگر خرداد ماه را با همفکری با هم میهنان عزیز در بیانیه های دیگر بزودی اعلام خواهد کرد."
پس بار دیگر تاکید میکنم که راهپیمایی 22 خرداد نه یک راهپیمایی ساده بلکه آزمونی سخت برای ما است تا نشان دهیم که هنوز همفکر و همدل هستیم و میتوانیم به صورت هماهنگ و به دور از هرگونه اختلافی مبارزه مدنی را به پیش ببریم.


اما
متاسفانه هنوز این بیانیه صادر نشده عده ای در سایت بالاترین و اینجا و آنجا با ایراد سخنان احساسیو تحلیل های آبکی شروع به ایجاد تفرقه کرده اند و بعضی شان هم که رسما مردم را از شرکت در این راهپیمایی منع میکنند و جالب هم اینکه همه اینها به نام جنبش سبز و آزادیخواهی انجام میشود آخر یکنفر نیست بگوید که ای دوستان عزیز تر از جان که اکثرتان هم در خارج از کشور به سر میبرید و اصلا نمیدانید که چه جو خفقانی در داخل حکمفرما است چرا آیه یاس میخوانید مگر راهپیمایی سکوت چه اشکالی دارد اگر خیلی دلتان برای شعار دادن تنگ شده و گمان میبرید که با یک راهپیمایی همراه با شعار دیگر کار ج.ا تمام است و میتوان آن را سرنگون کردبفرمایید کسی جلوب شما را که نگرفته برای 25 خرداد شما فراخوان بدهید ببینید اصلا یکنفر هم استقبال میکند؟؟ چرا پس از 25 بهمن تا به امروز راهپیمایی نکرده اید ؟ دلیلش ساده است چون نمیشود آنقدر فضا بسته شده که امکان راهپیمایی وجود ندارد پس باید به مبارزه مدنی روی آورد و 22 خرداد در واقع تمرین هماهنگی برای آغاز مبارزات مدنی است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed::Azadegi.com

۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

نامه جمعی از وبلاگ نویسان سبز به شورای هماهنگی راه سبز امید

اعضای محترم شورای هماهنگی راه سبز امید،

جنبش سبز اگر چه در لحظاتی سخت و دشوار به سر می برد اما به واقع تجربیات ارزشمندی که از خلال رویدادهای ایام پس از کودتای انتخاباتی88  بدست آمد و روابط و ساز و کارهای رسمی و غیر رسمی نهادینه شده در لایه های مختلف اجتماعی و سیاسی، جنبش را مجهز به توانمندی هایی نموده که گذر از این ایام عسرت به روشنای آزادی از همیشه هموارتر به نظر می رسد. جنبشی که در ابتدای شکل گیری با شعارهایی مبهم، پراکندگی مطالبات، چشم اندازهایی ناروشن، ساختارهایی شکل نگرفته و بعضاً درون فرساینده مواجه بود، امروز به مدد خونهایی که داده شد، عمرهایی که در زندانها سپری شد، بحث و نقدهایی که در مجامع سبز شکل گرفت و روشنگریهایی که صورت پذیرفت، از آن دوران به سلامت گذار نمود. امروز می توان مدعی شد که جنبش به شناختی هر چند کلی از حیث اهداف، چشم اندازها، موانع و آسیب ها دست یافته است. در این روند نقش راهبری خردمندانه و پایمردانه آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی اهمیتی به سزا داشته است. این دو همراه بزرگوار علیرغم محدودیت ها و با علم به هزینه ها، در سخت ترین لحظات از میان دشوارهای موجود راهی میگشودند و امید را به جنبش و بدنه ی جوان آن تزریق می کردند. اگر چه موسوی و کروبی خود هیچگاه مدعی رهبری جنبش نبودند، اما همین تاکید آنها بر وجود «راه» در «به ظاهر بن بست های موجود» و همچنین ثبات قدم و نفس همراهی بی تکلف شان با مردم سبب گردید که رهروان جنبش سبز  آنها را به رهبری برگزینند. از جمله نقش های محوری که این رهبران برگزیده ایفا کردند تلاش بی وقفه شان در گسترش مرزهای جنبش با رویکردی تکثرگرایانه و پرهیز از مرزبندیهای تصنعی بود. تلاشی که می تواند و باید چراغ راه آینده جنبش باشد.

حرکت جنبش سبز به سمت ساختار یافتگی از یک سو و قدرت راهبری و انسجام بخشی موسوی و کروبی از سوی دیگر، سبب گردید که حاکمیت کودتایی نگران از قدرت رو به گسترش جنبش سبز، به حبس و حصر ایشان و همسرانشان اقدام کند. پس از این بود که شکل گیری شورایی به نام شورای هماهنگی راه سبز بیم و امیدهایی را در بدنه ی جنبش ایجاد نمود. در این میان گروهی که پیش از دستگیری موسوی و کروبی به صورت سازمان یافته به تخریب و تضعیف آنها می پرداختند و به اسم آزدیخواهی کمر همت به خدمت کودتاگران بسته بودند، همانطور که پیش بینی می شد،  امروز که این رهبران در حبس رژیم به سر می بردند، با تغییر سوژه به تخریب نهادهای برآمده از راه سبزامیدی که موسوی و کروبی گشودند می پردازند. علیرغم وجود چنین جریانی، نمی توان منشأ همه ی نقدهای وارد بر عملکرد جنبش را از این دسته دانست. جنبش و نهادهایی که در راهبری جنبش نقش دارند ناگزیرند که گوشی شنوا برای نقدهای داخلی داشته باشند، آنچنان که موسوی و کروبی نیز چنین کردند و همواره پذیرا و پاسخگوی نقدهای وارده بودند. چنین نقدهایی، راه را بر کج رویها، کند رویها و تندرویها خواهد بست.

امروز که قریب به دو ماه از شکل گیری شورای هماهنگی می گذرد، امضا کنندگان این نامه نه در قالب یک تشکل سیاسی یکپارچه و در راستای اهداف سیاسی و منافع گروهی بلکه از موضع منتقدین دلسوز جنبش و از روی احساس وظیفه و مسئولیت به نقد عملکرد و کارنامه ی «شورای هماهنگی راه سبز امید» می پردازند. اگر واقع بینانه به عملکرد این شورا نگاه شود، انفعال و بی تحرکی مجموعه مذکور چنان بوده که کارنامه کارکردش اصولا خالی تر از آن است که قابل نقد باشد. نقدهایی که درباره ماهیت، ساختار و شفافیت مکانیزم ها در این شورا مطرح شده و می شود، اگر چه در جای خود قابل طرح و بررسی است، اما با درک حساسیت ها و شرایط موجود، می توان از این نقدها موقتا عبور کرد و تنها از منظر عملکرد شورا در مدیریت اعتراضات و حوادث پیش روی جنبش سبز به بررسی و نقد شورا و تحرک اعضایشپرداخت. اما متاسفانه در این سوی داستان نیز چیز چندان قابل عرضی وجود ندارد و بیم آن می رود که چنانچه این سکوت و انفعال ادامه پیدا کند،نه تنها نقش این شورا در سایه تردید قرار گیرد، بلکه خلا رهبری جنبش باعث از هم پاشیدگی و فروپاشی جنبش شود.

میراثی که اکنون در برابر دیدگان ما قرار گرفته ماحصل سالها مبارزه در راه آزادی است که اینک درجنبش سبز تبلور یافته است. راهبری چنین مجموعه ای آن هم در شرایطی چنین خطیر مسئولیت سنگینی است که موسوی و کروبی به خوبی از عهده ی آن برآمدند. این همراهان سبز به خوبی با ریشه ها و علل شکل گیری جنبش سبز آشنا بودند و دقیقا از همین منظر بود که توانستند با درایت کافی راه دراز گذشته را به وضعیت کنونی جنبش سبز پیوند زنند و فارغ از تنگ نظری ها و مرزبندیها، مصلحت مردم ایران و جنبش سبز را در نظر بگیرند و سرلوحه تصمیم گیریهایشان قرار دهند. به عبارت دیگر آنچه باعث جلب اعتماد بدنه جنبش سبز به این همراهان بزرگ شد صداقت و پایمردی آنان بود. مردم به عینه می دیدند که این همراهان سبز بر خلاف  بسیاری از گذشتگان، به جای  آنکه به مصالح حکومتی خودکامه بیندیشند، به مصالح ملی مردمی می اندیشند که سالهاست برای رسیدن به آزادی در تکاپو هستند. شورای هماهنگی نیز تنها زمانی خواهد توانست نقشی در مدیریت راهبردی اعتراضات جنبش داشته باشد که پرامید و ثابت قدم در همان مسیر گام بردارد. آنچه برای این شورا و جایگاهش وجاهت می آورد نه انتساب به آقایان موسوی و کروبی، که نحوه عملکرد این شوراست. موسوی و کروبی خود نیز جایگاه کنونی شان را به تدریج و در خلال ایام و پس از اثبات همراهی شان به دست آوردند. شورای هماهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست و می بایست با شفافیت بیشتر و عملکرد موثرتر و فعالانه تر اعتماد چشم های نگران بدنه جنبش را بدست آورد.

انتظار بر این نیست که این شورا در دام تندرویها بیفتد اما راه گریز از تندرویها، انفعال نیست. واقعیتی که امروز شاهد آن هستیم این است که به واسطه سکوت و انفعال شورا، فاصله آن با بدنه جنبش سبز، که روزی مطالبت و اعتراضات خود را از زبان موسوی و کروبی می شنید، هر روز بیش از دیروز می شود. چنین سکوتی از یک طرف باعث یاس و سرخوردگی بدنه جنبش می شود و از طرف دیگر، راه را برای ایجاد چندپارگی در جنبش و فرصت طلبی گروههایی که در زمان حضور موسوی و کروبی در سایه قرار گرفته بودند باز می گشاید. حبس و حصر راهبران برای جنبشی که چندان هم متکی به رهبران خود نبوده است می تواند یک فرصت تلقی شود. تبدیل این تهدید به فرصت و ادامه ی راه  نیاز به مدیریت و تحرک  و هماهنگی بیشتری دارد و فلسفه ی تشکیل شورای هماهمنگی نیز همین بوده است. نجواهای گاه به گاه، پراکنده و مبهم شورای هماهنگی متناسب با نقش و جایگاه متصور شده برای این شورا نیست. ادامه یاین سکوت و تردید در حرکت و سردرگمی در یافتن نقشه ی راه، گرد ناامیدی و یخ زدگی را بر فضای جنبش پاشیده، صف آزادیخواهان سبز را پراکنده و به جای هماهنگی، ناهماهنگی به ارمغان خواهد آورد. 

لذا ما امضا کنندگان این نامه خواستار آن هستیم که شورای هماهنگی ضمن خروج از انفعال موجود، نقشی فعالتر در عرصه تحولات پیش رو بر عهده بگیرد و در عین حال رویکرد تکثرگرایانه ی موسوی و کروبی را همچنان در کالبد راهبری جنبش حفظ نماید تا در سایه ی چنین مدیریتی انسجام جنبش کماکان حفظ گشته و پیوندهای درونی آن گسسته نگردد. راه سبز امید و آزادی به خوبی توسط موسوی و کروبی و سایر همراهان سبز ترسیم شده است. پایمردی در اهداف و همراهی با مردم شیوه کارآمدی است که موسوی و کروبی بدان پایبند بودند. رجای واثق داریم که ادامه چنین روندی، ما  را به منزلگاه آزادی رهنمون خواهد ساخت.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed::Azadegi.com

۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه

نصب بنرهای ظهور امام زمان در سطح شهر کرمان

به نظر میرسد با آغاز سال 1390 جریانی که در کشور خود را منتسب به امام زمان میداند و مدعی ارتباط با ایشان است و چندی است که با به راه انداختن انواع سایتهای اینترنتی مدعی شده است که ظهور امام زمان نزیک بوده و حتی نشانه هایی را نیز نوید میدهد 
حالا از فضای مجازی بیرون آمده و پس از انتشار CD ظهور نزدیک است که با واکنشهایی هم از سوی برخی مراجع روبرو شده بود با نصب بنر و بیلبورد رسما اعلام وجود کرده و به تبلیغ نزدیک بودن ظور امام زمان میپردازد .
نکته قابل توجه این است که نصب این بیلبوردها در تابلوهای تبلیغاتی شهرداری میباشد و بدون اجازه و درخواست ایشان نصب چنین بنرهایی ممکن نیست.
عکسهای زیر  چند تا از این بنرها در سطح شهر کرمان است که با آغاز سال نو به صورت گشترده در تمام سطح شهر نصب شده.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed::Azadegi.com

۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه

وعده ما امشب 11 فروردین در مساجد سراسر کشور

امشب یازدهم فروردین مصادف با شب اول قبر پدر میرحسین موسوی است همینجا از همه کسانی که این مطلب رو میبینند درخواست میکنم امشب که شب جمعه است  برای نماز مغرب و وعشا به نزدیکترین مسجد محل رفته ( البته در خانه هم میتوان نماز وحشت خواند) و برای پدر میرحسین موسوی نماز وحشت یا همان نماز شب اول قبر بخوانند.
طریقه خواندن نماز وحشت به این صورت است:

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed::Azadegi.com

۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

11 اسفند را 25 بهمنی دیگر کنیم

همواره یکی از نقاط ضعف جنبش سبز نداشتن ابزار اطلاعرسانی کافی و اتکای بیش از اندازه آن به اینترنت عنوان شده است  و همین سبب فروکش کردن آتش اعتراضات به مرور میشود
همگی روز قدس سال 88 و روزهای پیش از آن را  به یاد داریم که در حدود یک ماه تمام فعالین هم و غمشان این بود که مردم را برای شرکت در راهپیمایی روز قدس دعوت کنند از آنهایی که عکس موسوی را بر بالای پل نیایش گذاشتند تا دختر جوانی که در اتوبوس اعلامیه پخش میکرد تا دیوارنویسها و اسکناس نویسها  و نتیجه آن را در روز قدس سال 88 دیدیم که چگونه پس از وقفه ای کوتاه ناگهان ملت آنچنان خروشید که از دست حکومت هیچ کاری بر نیامد جز حرف مفت زدن و انکار همه چیز اما پس از آن روز به روز فشار وخفه قان بیشتر شد تا جایی که جنبش فقط به درون اینترنت و فضای مجازی رفت و در بیرون تقریبا اثری از آثارش نبود و هرچه بیشتر به اینترنت متکی شد و از فضای بیرون غافل روز به روز ضعیف تر شد تا جایی که در 22 بهمن 88 عملا کاری از پیش نبرد و یک سال خانه نشین شد تا رسیدیم به 25 بهمن با اینکه تنها یک هفته پیش از آن تصمیم آقایانن موسوی و کروبی برای 25 بهمن اعلام شد اما به نظر رسید دوباره جنبش به خروش آمد تا بار دیگر از اینترنت جدا شود و به سطح خیابان برسد همین یک هفته اطلاعرسانی و دعوت مردم در بیرون از اینترنت حتی اگر به اندازه روز قدس 88 نبود اما همین مقدار حماسه 25 بهمن را رقم زد اما باز به نظر میرسد که با هربار موفقیت جنبش ناگهان اتفاقی میافتد که همگی باز به اینترنت برمیگردند و فراموش میکنند که عرصه مبارزه در بیرون از خانه و در خیابان است و آنچه مردم را به خیابان کشید دیوار نوشته ها و صحبتهای در تاکسی و مترو بود نه لینکهای بالاترین و ... تا بار  دیگر شکست و سستی پدید آید و باز به یادمان بیاید که باید بر دیوارها و اسکناسها وشعار بنویسیم و نه در فیسبوک و توییتر
بیایید از هم اکنون بار دیگر به مثابه 25 بهمن عزم خود را برای رساندن خبر 11 اسفند به گوش مردمان جزم کنیم و در از لپتاپ ها و رایانه ها بکنیم و به کوچه و بازار برویم زیرا که وقت تنگ است و بسیارند مردمان که هنوز از 11 اسفند خبر ندارند و اگر همینگونه پیش بورد باز هم خبردار نخواهند شد  

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed::Azadegi.com

با پشتیبانی Blogger.

دنبال کننده ها